آرامترازخواب درختان
برون نمی رود از خاطرم خیال وصالت اگرچه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت ((رهی معیری)) *** برادرانه بیا قسمتی کنیم, رقیب! جهان و هر چه در اوهست از تو, یار از من ((رفی شیرازی)) *** با غم ایوب نیست, رنج مرا نسبتی صبرم از او کمتر ست, دردم از او بیشتر ((هلالی جفتایی)) *** یارم گذشت بی غم و بی یاورم گذاشت ای غم تو یار باش اگر یاورم گذشت ((سایه ابتهاج)) *** یک بار حرف روی توام بر زبان گذشت چون غنچه می دمد زلبم بوی جان هنوز ((عاشق اصفهانی)) *** یک شب خیال چشم تو دیدیم ما به خواب زان شب دگر به چشم ندیدیم خواب را ((سلمان ساوجی)) *** هر قدر پیغام نومیدی ز معشوقان رسد عاشقان را می شود امیدواری بیشتر ((صائب)) *** هزار بار خزان خوش تر از بهار من است که نو شکفته گلی چون تو در کنار من است ((مشفق کاشانی)) *** تو ابتدای خوش ماجرای من بودی ای انتهای بد ماجرا خداحافظ... ((بهروز یاسمی)) *** مجنون!اسیر سحر نگاه کسی مشو ! هرگز کسی برای تو لیلا نمی شود ((رضا حدادیان)) *** ما را نمی بری به تماشای خویشتن تنگ بلور چشم مرا شوکران شدی... ((شعبان کرم دخت)) *** حرمت عاطفه با سنگ جدایی مشکن می دهد درس درستی دل بشکسته ی ما ((حمید سبزواری)) *** هر که عیب دگر ان پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد ((سعدی)) *** گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین بود ((حافظ)) *** بر وصل تو گر چه نیست دستم غم نیست چو بر امید هستم ((نظامی)) *** قیاس امروز گیر از حال فردا که هست امروز تو فردای دیروز ((عرفی)) *** دائم دل خود به معصیت شاد کنی چون غم رسدت خدای را یاد کنی ((حسن دهلوی)) *** آشنای تو به دل غیر تو را ره ندهد که نسازند به یک خانه دو بیگانه به هم ((مغیر اصفهانی)) *** مردمان گویند روزی بر مراد دل رسد مرد اگر سعی و عمل سازد شعار خویشتن ((ادیب طوسی)) *** امشب به قصه ی دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی ((هوشنگ ابتهاج)) *** یاد بگذشته به دل ماند و دریغ نیست یاری که مرا یاد کند ((فروغ فرخزاد)) *** چو بستی به روی من به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم ((شهریار)) *** گرت دست برآید, دهنی شیرین کن مردی آن نیست که مشتی زنی بر دهنی ((سعدی)) *** روزگاریست که در دشت جنون خانه ی ماست عهد مجنون شد و دور دل دیوانه ی ماست ((فرخی یزدی)) *** شکر خوشست ولیکن حلاوتش تو ندانی من این معامله دانم که طعم صبر چشیدم ((سعدی)) *** صبر بر درد , نه از همت مردانه ی ماست درد ازو , صبر ازو, همت مردانه از اوست ((مصباحی نائینی)) *** دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم ((عماد خراسانی)) *** به شبهای جدایی بس که با یاد تو خو کردم دل از غم بسوخت لیک از دیده کسب آبرو کردم ((صابر همدانی)) *** تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید حال ما خواهی اگر از گفته ی ما جستجو کن ((نظام وفا)) *** مرهم نمی نهی به جراحت, نمک مپاش نوشم نمی دهی به دلم نیشتر مزن ((جلال الدین همائی)) *** به عالم هر کجا درد و غمی بود به هم کردند و عشقش نام کردند ((عراقی همدانی)) *** عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست عشق فرمود فراق از همه دشوار تر است ((فروغی بسطامی)) *** نباید بستن اندر چیز و کس دل که دل برداشتن کاریست مشکل ((سعدی)) *** هر که رفت از دیده داغی بر دل ما تازه کرد در زمین نرم نقش پا نمایان می شود ((بیدل)) *** تأمل در آیینه دل کنی صفایی بتدریج حاصل کنی ((سعدی)) *** به عشق اندر, صبوری خام کاریست بنای عشق بر بی قراریست ((نظامی)) *** همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ی ما کوه ما سینه ی ما, ناخن ما تیشه ی ما ((ادیب نیشابوری)) *** ز یاران کینه هرگز در دل یاران نمی ماند به روی آب جای قطره ی باران نمی ماند ((وحید قزوینی)) *** روزها در حسرت فردا به سرشد ای دریغ دیگر ز عمرم همین امروز و فردا مانده است ((ابوالحسن ورزی)) *** در کارگاه عشق است عقل بیکار طوفان نمی کند گوش تعلیم ناخدا را ((صائب)) *** عاشق شده ام گواهم این است درد دل بی پناهم این است ((ابوالقاسم لاهوتی)) *** بر تواضعهای دشمن تکیه کردن ابلهی است پای بوس سیل از پا افکند دیوار را ((غنی کشمیری)) *** جوانا ره طاعت امروز گیر که فردا جوانی نیاید ز پیر ((سعدی)) *** آنان که جان فدا ی نگاری نکرده اند همکارشان مباش که کاری نکرده اند ((ظهوری ترشیزی)) *** آیینه چون نقش بنمود راست خودشکن آیینه شکستن خطاست ((نظامی)) *** ببستی چشم یعنی وقت خواب است نه خواب است این حریفان را جواب است ((مولوی)) *** بیدلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد ((حافظ)) *** هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم باز چو فردا شود امروز را فردا کنم ((هلالی جفتایی)) *** یارب چشمه ایست محبت که من از آن یک قطره آب خوردم و دریا گریستم ((واقف هندی)) *** عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت ((حافظ)) *** زندگی کردن من عمر تدریجی بود آنچه جان کند تنم , عمر حسابش کردم ((فرخی یزدی)) *** بس که جان را به ره عشق تو شیرین دادم تیشه خون می خورد از حسرت فرهادی ما ((فرخی یزدی)) *** عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت همه سهل است, تحمل نکنم بار جدایی ((سعدی)) *** هر کس به ملک صبر و قناعت نهاد پای دست هزار گونه تمنا شکسته است ((رنجی)) *** زندگی بی آه و اشکم نیست ممکن همچو شمع در دیار عاشقان آب و هوای دیگر است ((طبیب اصفهانی)) *** آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون نیش آن خار که از دست تو در پای من است ((فرخی یزدی)) *** نامه ام را می بری قاصد زبانی هم بگو خامه شد فرسوده و این شکوه پایانی نداشت ((کلیم کاشانی)) *** تا توانی سایه ی دیوار خود رابیش کن تا نگردی سایه جوی پای دیوار کسی ((پرتو بیضائی)) *** خلد گر به پا خاری آسان بر آید چه سازم به خاری که در دل نشیند ((طبیب اصفهانی)) *** به عالم هر کجا درد و غمی بود به هم کردند و عشقش نام کردند ((ابراهیم عراقی همدانی)) *** دین و دل به دیدن باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی؟ ((شیخ بهایی)) *** هر چه روی برو مرو راه خلاف ای دوستی هر چه زنی بزن مزن طعنه به روزگار من ((شوریده شیرازی)) *** اگر اهل دلی دیدی سلام من رسان بر وی که کمتر یافتم هر جا فزونتر جستوجو کردم ((صابر همدانی)) *** با آنکه ز ما هیچ یاد نکردی ای آنکه نرفتی دمی ز یاد, کجایی؟ ((حزین لاهیجی)) *** ز وجود بی هنر توده ی سنگ و خار بهتر که بپرورد نهالی و برآورد گیاهی ((حبیب یغمایی)) *** بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود ((حافظ)) *** دلم از صحبت این چرب زبانان بگرفت بعد از این دست من و دامن لب دوختگان ((فریدون توللی)) ***
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








